هستی جونمهستی جونم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

هستی نفس مامان و بابا

مروارید هفتم با 2 روز تب اومد

1392/9/20 18:03
نویسنده : مامان هستی
200 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دختر نازمقلب روز جمعه 9 آذر ماه ساعت 5 صبح با صدای گریه ات از خواب بیدار شدم اومدم بغلت کردم دیدم داغ داغی.اون قدر داغ بودی که خیلی ترسیدم.فوری بابا رو از خواب بیدار کردم و بهش گفتم پاشو هستی خیلی داغه.2 درجه تب داشتی .دیگه فوری بهت استامینوفن دادم و پاشویت کردم اما تبت پایین نمی یومد صبح ساعت 8  بردیمت بیمارستان نبوی .دکتر که معاینه ات کرد گفت نشونه ای از سرماخوردگی نداره.دیگه واست دارو نوشت و بعد از کلی گشتن توی دزفول بالاخره داروهات رو گرفتیم و اومدیم خونه.تا روز شنبه ظهر همچنان تبت بالا بود اما بالاخره قطع شد.موقعی که داشتم بهت غذا میدادم چشمم افتاد به دندونای پایینیت دیدم بله مروارید هفتمی هم داره میزنه بیرونمتفکرقربونت برم که چقدر با این دندونا خوشگل میشی عزیزدلم.چند تا عکس ازت گرفتم اما دندونات توش پیدا نیست اما از بس قشنگن نمیشه واست نذارمشون چند روز بعد من و زن عمو اکرم رفتیم بازار واست چند تا زیردکمه و ١ لباس خوشگل خریدیم.

 

 

 

 

 

 

 

 


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مهتــــ❤ـــــاب مامان یلـــ❤ــــدا
21 آذر 92 17:36
هفتمین مرواریدت مبارک عزیز دل خااااله بپا مامی رو گاس نگیلی وروجک مرسی خاله جون.اگه مامان رو گاز نگیرم که دندونام به دردی نمی خورن
هدیه گلی
3 دی 92 10:04
سلام خاله جونی . هفتمین مرواریدت مبارک . واااااااااااااااای از دست این دندونا . تا این دندوناتون درآن ما پیر میشیم[کلافه مرسی خاله مهربون